Dr Aldavood  

بازگشت   Dr Aldavood > علوم و فنون > مقالات
ثبت نام راهنمايي ليست كاربران تقويم جستجو ارسالهای امروز علامت گذاری بفرم خوانده شده

پاسخ
 
ابزارهاي موضوع نحوه نمايش
قديمي 04-01-2009, 03:14 AM   #1
Dr Aldavood
Admin
 
تاريخ عضويت: May 2007
ارسالها: 435
پيش فرض تشخیص زودرس و آسیب های اجتماعی

***




طبق مراجع و منابع معتبر بین المللی بخصوص در حوزه رشد و علوم مرتبط به آن ، عنصر اصلی در تعاریف علوم رشدی زمان یا به عبارت بهتر سن است . بنابر مطالعات جهان شمول انجام شده هر موجود زنده ای از لحظه تشکیل نطفه تا پایان حیات خویش در برهه ای از زمان به سر می برد که به آن طول عمر آن موجود می گوبند. هر موجود در طول عمر خویش از جنبه های مختلف دچار تحولاتی از نظر کیفی می شود که بر ماهیت موجود اثری ندارند اما برخی ویژگی ها و صفات آن را به درجات مختلف تغییر می دهند . هر یک از این صفات پس از مدتی تغییر و تحول بلاخره در نقطه ای تثبیت شده و دیگر بر اثر مرور زمان تغییر نمی کنند. هر موجودی دارای دو مجموعه از صفات است :


جنبه هایی که طی فرایند رشد با سرعت های مختلف اما به صورت موازی تغییر می یابند و جنبه هایی که بصورت متوالی و پشت سر هم قرار داشته و شروع تغییرات در برخی منوط به پایان یافتن تغییرات در برخی دیگر از صفات است : مثلا رشد گفتار معمولا بصورت موازی با رشد حرکتی اتفاق می افتد اما رشد اجتماعی متعاقب به حد نصاب رسیدن رشد زبانی آغاز می گردد .


آسیب های رشدی به معنای آن است که تغییرات یکی از صفات موجود قبل از آنکه به حد نصاب رایج برای سایر موجودات همانگونه برسد به دلیلی دچار وقفه ، تاخیر، تسریع ، اختلال یا انحراف شده است . در واقع تمام آزمون های رشدی وضعیت فعلی صفات قابل سنجش فرد را در زمان حال با آنچه باید باشند مقایسه می کنند . نمودارهای استاندارد رشد هم میانگین روند تغییرات صفات مشترک رشدی افراد را در سنین مختلف نشان می دهند. در واقع آسیب های رشدی هم عملا بر مبنای سن فرد و زمان آزمون تعریف می شوند .




برچسب یک آسیب رشدی زمانی به یک فرد الصاق می گردد که فرد آخرین خط قرمز سنی را هم پشت سر گذاشته و بطور نظری دیگر هیچ فرصتی برای جبران تاخیر یا حل وقفه پیش آمده ندارد . این خطوط قرمز سنی اغلب سنین 2 و3 سالگی هستند و تا قبل از آنها غالب آسیب های رشدی (طبق مراجع معتبر) تعریف شده نبوده و مشکل فرد هر چه که باشد تنها در حوزه پزشکی و بیماری های عمومی یا تخصصی قابل توجیه یا تفسیر است (گاهی هم نیست). حال اینکه این رویکرد چقدر با ماهیت اختلالات رشد و آسیب های رشدی همخوانی و تناسب دارد مبحث گسترده ای است.


متاسفانه رویکرد پزشکی و روانپزشکی به آسیب های رشدی کفایت لازم برای تحلیل ماهوی آنها را ندارد . در نگرش پزشکی ، وجود یک بیماری با تمامی اجزاء تابلوی بالینی آن ثابت می شود و نبود یک یا دو جزء از اجزای تابلو برای رد وجود یک بیماری کفایت می کند . در پزشکی آنچه که الان وجود دارد و می توان آن را در بالین بیمار دید یا در مطالعات آزمایشگاهی یا پارا کلینیک پیدا کرد تعیین کننده است نه آنچه احتمال دارد یک ساعت یا یک سال آینده پیدا شده یا رخ دهد. در پزشکی واکسیناسیون را انجام می دهند چون ثابت شده که مانع از بروز بیماری مربوطه می شود. آنچه که ثابت نشده را تنها به عنوان فرضیه و نظریه در کتاب و آزمایشگاه می توان یافت و هیچ امر ثابت نشده ای در مطب پزشکی جایی ندارد . در روانپزشکی نیز چنین است . تا تابلوی بالینی مربوطه کامل نشود هیچ برچسبی الصاق نمی شود.


گسترش این نگرش به حوزه علوم آسیب شناسی رشد به واسطه عدم وجود آگاهی کافی از کم و کیف رشد و مکانیسم های دخیل در آن بود. آسیب های رشدی ماهیتی کاملا متفاوت از بیماری ها دارند و ابزارها و مقیاس ها و رویکردهای خاص خود را می طلبند . بکار گیری اصطلاح تشخیص زودرس یک تاکتیک مصلحتی است و در عمل حاوی یک تناقض معنایی . اگر تشخثص اتفاق افتاده چرا زودرس ؟ چه چیزی زودرس بودن آن را تعیین می کند ؟ و آیا اصولا تشخیص زودرس جایی در علوم پزشکی و ارزشی برای فرد دارد ؟


در واقع تشخیص زودرس به معنای آن است که با اطلاع از یک تابلوی کامل ، زمانی که حداقل بیش از نیمی از اجزای آن تابلو وجود دارد احتمال قوی بدهیم که دیگر اجزاء تابلو نیز در طی زمان (یک ماه، یک سال یا چند سال) کامل خواهند شد . هرچند این امر ممکن است به غیب گویی یا پیش گویی که در منطق جایی ندارند تعبیر گردد اما زمانی که در عمل بیش از نیمی از پیشگویی ها درست از آب درآید نمی توان به آن بی اعتنا بود. بخصوص زمانی که نتایج حاصل از تکمبل تابلو غیر قابل بازگشتو جبران ناپذیر بوده و ممانعت از تکمیل تابلو نیز با هزینه ای اندک امکان پذیر باشد .


شاید بکار گیری عنوان تشخیص اولیه به جای زودرس خیلی بهتر باشد. اصطلاح تشخیص اولیه حساسیت کمتری را در جامعه پزشکی ایجاد می کند و فاقد تناقض معنایی هم هست . این تشخیص اولیه ( که در واقع حدس وجود یک اختلال یا نقص است ) نیازمند یک تشخیص ثانویه یا نهایی است که باید در اسرع وقت اتفاق بیوفتد ( که ثابت شود مشکلی وجود دارد یا اصلا ندارد). در نگرش پزشکی عملا تشخیص اولیه و ثانویه از نظز زمانی کاملا بر هم منطبق هستند چون یا یک بیماری وجود دارد( تابلو کامل است ) یا ندارد ( تابلو ناقص است حداقل در یک فاکتور ) .



اما در نگرش آسیب شناسی رشدی باید بعد زمانی را بعد اصلی در نظر گرفت یعنی فاصله تشخیص اولیه و نهایی می تواند یک ماه ، یک سال یا ده سال باشد . این امر به معنای آن است که یک تابلوی بالینی رشدی می تواند طی این مدت تکمیل شود یا هرگز تکمیل نشود. در واقع در نگرش رشدی به اقسام تابلوهای اختلالات ، نبود یک یا چند بخش از تابلو دلیل حتمی و قطعی عدم وجود آنها نیست . بلکه بودن یک یا چند بخش از تابلو دلیل احتمالی بودن سایر بخش هاست که فعلا نیستند اما بعدا خواهند بود.


با نگرش پزشکی ، اگر به دلیلی تشخیص اولیه با تشخیص نهایی هم خوانی نداشته باشد یک اشتباه حرفه ای تلقی خواهد شد. اگر هم این دو تشخیص با هم یکسان باشد گفته می شود که بیماری در همان نگاه اول تشخیص داده شده است ( و نیازی به تشخیص ثانویه نبوده است) . اما با رویکرد رشدی به تابلوی اختلالات و با لحاظ کردن نقش زمان در رشد ، می توان در حد فاصل دو تشخیص اولیه و ثانویه اقداماتی انجام داد که مانع از تکمیل تابلوی مفروض و در نهایت جلوگیری از الصاق برچسب یک اختلال تمام عیار به فرد شود.با این نگرش دیگر تفاوت دو تشخیص اولیه و ثانویه یک خطای حرفه ای تلقی نمی گردد . چون طبق منابع بیماریی وجود ندارد که نیاز به درمان داشته باشد (تابلو کامل نیست ).


با همین نگرش کلیه اعمالی که توسط کارشناسان و خبرگان آسیب های رشدی پس از تشخیص اولیه انجام می گردد ( تا تابلو کامل نگردد) در بهترین حالت و اگر مداخله غیر مجاز تلقی نگردد به عنوان مداخله زودرس خوانده می شود. اینگونه مداخلات چون در غالب موارد منجر به عدم تکمیل تابلو شده و تشخیص اولیه را از تشخیص ثانویه متفاوت می سازند از دیدگاه پزشکی اعمالی غیر مجاز ، غیر ضروری و بیهوده تلقی می گردند و بهتر است که اصولا انجام نگیرند. اما با دیدگاه رشدی تشخیص و درمان اختلالات ، صبر برای تکمیل تابلو ها و الصاق برچسب نهایی و سپس شروع درمان یا توانبخشی ، یک خطای حرفه ای محض تلقی می شود. تمامی آنانی که با اختلالات و آسیب های رشدی سر و کار دارند می دانند که حذف یک بخش از یک تابلوی کامل عملی بسیار پرهزینه ، شاق ، زمان بر و گاه غیر ممکن است. اما ممانعت از تکمیل تابلو بسیار کم هزینه تر، آسان تر و کوتاه مدت تر است .


تفاوت اساسی رویکردهای توانبخشی سنتی و توانبخشی نوین نیز در همین امر است .



توانبخشی سنتی از آنجایی که رویکردی کاملا پزشکی به اختلالات رشدی دارد و منتظر می ماند تا یک تابلو تکمیل شود و سپس با فشاری سنگین و هزینه ای بسیار سنگین تر سعی می کند که تابلوی مذکور را ناقص و بی مفهوم کند و غالبا هم موفق نمی شود اما توانبخشی نوین به طور عمده فقط به پیش بینی بخشهای ناقص مانده تابلو و ممانعت از تکمیل آنها می پردازد. این امر فرایندی بسیار کم هزینه تر ، سبک تر و کوتاه مدت تر از شیوه قبلی است. اما اینگونه مداخلات که آنها را زودرس هم می خوانند متاسفانه هنوز مورد تایید گروه های با رویکرد پزشکی ( مثل روانپزشکان و متخصصان مغز و اعصاب) نیست که خود دلیلی بر تاثیر آنهاست چرا که مانع از همخوانی تشخیص اولیه و نهایی می شود.



این مداخلات اگر با تشخیص اولیه خوبی همراه شده و درست و اصولی اجرا و ارایه شوند نقش بسیار مهمی در پیشگیری از بروز انواع آسیب های رشدی می توانند ایفا کنند . با توجه به اینکه این مداخلات اگر علمی و دقیق باشند فاقد عوارض جانبی بوده و هزینه مالی و زمانی قابل قبول و به نسبت کمی دارند گسترش آنان شرط عقل است. اما این امر نیازمند دقت نظر و همکاری خوب تیمهای پزشکی است . این تیمهای پزشکی و متخصصان گوناگون هستند که در معرض اولین برخورد با تابلوهای ناقص انواع اختلالات هستند که حدس وجود یک آسیب را مطرح می کنند اما تشخثص نهایی ندارند. اما در صورت ارجاع صحیح می توانند تا همیشه بدون تشخیص نهایی باقی بمانند .


این امر نیازمند افزایش سطح آگاهی و اطلاع از تفاوت اقسام بیماری های جسمی و اقلام آسیب های رشدی بوده و تفکیک نحوه نگرش به بیماری های عمومی (پزشکی) و آسیب های رشدی است. از آنجایی که مداخلات زودرس( به نسبت مداخلات بلند مدت ، پرهزینه و کم بازده مترتب به تشخیص قطعی آینده) واقعا ضرر و هزینه ای ندارد و از آنجا که سن طلایی برای مداخله از قانون هرچه زودتر بهتر تبعیت می کند و از آنجایی که هر نوع آسیب رشدی در نهایت به آسیب اجتماعی ختم می شود ، تلاش در راستای گسترش این رویکرد تلاش در جهت داشتن جامعه ای عاری از انواع آسیب های اجتماعی است . در چنین جامعه ای است که می توان آسایش ، آرامش و امنیت را در آغوش کشید و از زندگی لذت برد.



*** ***
Dr Aldavood is offline   پاسخ با نقل قول
پاسخ


ابزارهاي موضوع
نحوه نمايش

قوانين ارسال
شما نمي توانيد موضوع جديد ارسال كنيد
شما نمي توانيد به موضوعات پاسخ دهيد
شما نمي توانيد فايل پيوست كنيد
شما نمي توانيد پستهاي خود را ويرايش كنيد

vB code فعال است
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهاي HTML غير فعال است
مراجعه سریع


ساعت جاري 02:46 AM با تنظيم GMT +4.5 مي باشد.


Powered by vBulletin Version 3.6.5
Copyright ©2000 - 2006, Jelsoft Enterprises Ltd